مقدمه: آموزش بینحرفهای راهبردی کلیدی، برای آمادهسازی دانشجویان جهت ورود به محیطهای کاری مشارکتی است. خودکارآمدی بهعنوان متغیر روانشناختی مهم، نقش تعیینکنندهای در عملکرد دارد و مطالعهای که به بررسی نقش خودکارآمدی عمومی در این زمینه پرداخته باشد، محدود میباشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین آمادگی برای یادگیری بینحرفهای و خودکارآمدی عمومی در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی-همبستگی مقطعی در سال ۱۴۰۴ انجام گرفت. جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی پرستاری(230 نفر) بود که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، مقیاس آمادگی برای یادگیری بینحرفهای و خودکارآمدی عمومی شرر(Sherer) بود. دادهها با آزمونهای همبستگی پیرسون و اسپیرمن، تیمستقل، آنالیز واریانس، من-ویتنی و کروسکال-والیس در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: میانگین نمره کل آمادگی برای یادگیری بینحرفهای96/9±61/73 (از مجموع 95 نمره) و نمره خودکارآمدی عمومی84/10±01/64 (از مجموع 85 نمره) بهدست آمد. آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین آمادگی برای یادگیری بینحرفهای و خودکارآمدی عمومی وجود دارد(001/0=P و 453/0=r). همچنین یافتهها نشان داد که دانشجویان سال دوم و افراد فاقد سابقه اشتغال بالینی، نمرات آمادگی و خودکارآمدی بالاتری نسبت به دانشجویان سال چهارم و دارای سابقه اشتغال بالینی داشتند(05/0>P). بین سن و آمادگی برای یادگیری بینحرفهای نیز رابطه معکوس ضعیف معناداری مشاهده شد(026/0=Pو 152/0= r).
نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده همبستگی مستقیم باورهای خودکارآمدی و تمایل دانشجویان به یادگیری بینحرفهای است. با این حال، مشاهده سطوح پایینتر این شاخصها در سالهای پایانی تحصیل و در میان دانشجویان با تجربه کار بالینی، هشداری برای نظام آموزشی است که نشان میدهد صرف حضور در بالین بدون آموزش هدایتشده، اثربخش نیست. بنابراین طراحی مداخلات آموزشی مداوم نظیر شبیهسازی و حمایت ویژه از دانشجویان سال آخر جهت ارتقای مهارتهای بینحرفهای ضروری بهنظر میرسد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |